زندگی نامه شهید خدامراد شرافتی

با سلام بر مهدی موعود قائم آل محمد حامی مستضعفان جهان درود بی کران به رهبر کبیر انقلاب اسلامی که با رهبریهای پیامبر گونه اش محرومین جهان را از ظلمت به سوی نور به حرکت در آورد و با سلام و تحیات الهی بر شهدانی که با نثار جانشان همچون سرورآزادگان جهان اباعبدالله الحسین فرهنگ حریت و انسانیت را به ارمغان آورده اند و برای همیشه از زندان تن آزاد شده و به ملکوت اعلی پیوست . شهدانی که خود به تنهاوئی نشانه ای بر حقانیت اسلام و انقلاب اسلامی بودند و برای همیشه راست قامتان تاریخ خواهد ماند.

شهید خدا مراد شرافتی در هفدهم فروردین ماه هزارو سیصد و چهل و پنج (17/1/1345) از پدر و مادری مسلمان در خانواده ای محروم و تهیدست که فقر بر  آن سایه افکنده بود در روستای لار بخش باشت دیده به جهان گشود و با رنجها و مشکلات زندگی پر مشقیت روستائی در دامن پدر و مادرش پرورش یافت دوران طفولیت را با وجود حوادث ناگوار زندگی در روستا پشت سر گذاشت در سال 1350 علی رغم وجود مشکلات بسیار شدیدی که بر سر راهش بود از جمله دوری از مکان تحصیل با عشق و علاقه ای وافر جهت کسب علم و دانش قدم به مدرسه گذاشت دوران ابتدائی خود را با موفقیت به پایان رسانید در سال 1356 پدر بزرگوارش را از دست داد و دست نوازش و محبت پدری را از دست داد.

 

شهید به خاطر فشار بسیار شدید مشکلات زندگی به مدت یک سال ترک تحصیل نمود ولی عشق و علاقه ایشان به کسب علم و دانش موجب گردید که مجددا دست از تحصل بر نداشته و به تحصیل خود ادامه دهد و موفق تا سطح دوم دوره راهنمائی به تحصیل ادامه دهد که وجود مشکلات زندگی و عدم بی سرپرستی خانواده مجبور گردید که دست از تحصیل برداشته و بتواند مادر و برادارن کوچک خود را سرپرستی و در زندگی آنها را کمک کند.

 

اما با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعثت علیه مقدسات جمهوری اسلامی و خاک میهنمان در سال 1359 با وجود کوچک بودن چندین بار جهت اعزام به جبهه به اعزام نیرو مراجعه ولی بدلیل خردسال بودن از اعزام ایشان ممانعت بعمل می آمد تا اینکه در تاریخ 10/4/61 با وجود اینکه سرپرست خانواده بود مادر و برادران خردسال خود را رها و به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت تا در جهان مقدسی که امام فرموده بود جنگ بر هر کاری واجب تر است شرکت جوید و پس از 4 ماه حضور در جبهه ماموریت خود را به پایان رسانید.

 

شهید به دلیل عشق و علاقه ای که نسبت به جبهه داشت مجددا در تاریخ 23/3/63 به مدت سه ماه به جبهه اعزام و مسئولیت مخابرات یکی از گردانهای تیپ المهدی در جبهه آبادان را بر عهده گرفت که در این مرحله بر اثر موج انفجار دچار موج گرفتگی از ناحیه کمر گردید که به تهران اعزام و به مدت چندین روز بستری گردید و در این مدت به مدت 6 ماه تحت درمان قرار گرفت که در این مدت زجرهای بسیار شدیدی را بر اثر موج انفجار از ناحیه کمر تحمل نمود اما ناراحتی وی نه تنها اداره وی از جبهه و جنگ را سست ننموده بلکه با عزمی راسخ تر از گذشته در جبهه ها حضور پیدا میکرد.

 

آری شهید خدامراد شرافتی علی رغم مشکلات خانواده اسلام و انقلاب را بر هر چیز دیگری ترجیح میداد و در مدتی که  از حضور در جبهه بر میگشت در شهر به فعالیتهای تبلیغاتی می پرداخت که از آن جمله فعالیت در کتاب فروشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت گسترده در واحد تبلیغات حزب جمهوری اسلامی که کار و فعالیت گسترده شهید بر هیچ کسی پوشیده نیست.

 

شهید خدامراد شرافتی در تاریخ 28/7/1363 جهت خدمت سربازی و دفاع از آب و خاک میهن خود به خدمت اعزام شده و تمام طول به مدت خدمت خود را در یگانهای مختلف در جبهه های جنوب سپری نمود و در تاریخ 28/7/1365 خدمت مقدس سربازی را به پایان رسانید و به شهرستان مراجعه نمود ولی به دلیل علاقه وافری که نسبت به انقلاب داشت با وجود یکه ما در پیرش را تنها گذاشته بود در شهر به فعالیت جهت پاسداری از انقلاب پرداخت از جمله فعالیتهای بسیار گسترده پس از خدمت شهید که به حق در راه خدا و مخلصانه فعالیت میکرد شرکت در پایگاه مقاومت شهید باهنر گچساران جهت پاسداری از انقلاب بود.

 

شهید علی رغم اینکه در روستا سرپرستی خانواده اش را بر عهده داشت بجز مادر پیرش ولی با این وجود حاضر نمیگردید که در پایگاه مقاومت را رها سازد چرا که همواره  تاکیدش بر این بود که بایستی اگر نمیتوانیم در جبهه حضور پی در پی داشته باشیم بایستی در پایگاه مقاومت حضور داشته باشیم زیرا در پایگاه مقدس با دشمنان داخلی مبارزه باید کرد آنچه که شهید شرافتی جهت پاسداری از انقلاب اسلامی در پایگاه مقاومت شهید باهنر انجام می داد و فعالیتهای گسترده که به عمل آورده نمیتوان با این چند نکته کوتاه بیان کرد و فعالیت  شهید را اکثر کسانی که به نحوی با ایشان در ارتباط بودند پوشیده نیست .(شهید شرافتی عضو شورای پایگاه مقاومت و مسئولیت یک گروه را در پایگاه بر عهده داشت).

 

آری فعالیت ایثارگری اخلاق شهید شرافتی را هیچ کسی بهتر از خود برادرانی که با ایشان رفت و آمد داشتند نمیداند شهید اسوه اخلاق بود با تمام خویشاوندان ارتباط داشت و همیشه سعی داشت که در تمام اوقات در اولین فرصت به خویشاوندان خود سرکشی  و احوالپرسی نماید که تمام خویشاوندان و کسانی که به نحوی با شهید شرافتی در ارتباط بودند از این امر آگاهتر و آن لحظه هائی را که با آن حالت بسیار ساده و بی آلایش اما مرتبت و منظم که داشت فراموش نمیکنند که چه عشق و علاقه ای نسبت به آشنایان و خویشاوندان خود داشت و چگونه مهر و محبت در چهره او نمایان بود اما چه باید کرد چه باید نوشت و چگونه باید خصوصیات این شهید عزیز را به رشته تحریر درآورد زیرا که هیچ قلم و بیانی قادر به توصیف این عزیزان که جان در طبق اخلاص نهاده اند نیست.

آری شهید خدامراد شرافتی پس از گذشت 8 سال از جنگ و حضور گسترده چه در جبهه و چه در پشت جبهه در تاریخ 5/2/1367 به جبهه اعزام و سرانجام اوراق زندگی اش را خداوند به سوی خود سوق داد وعده که نسبت به او بود عملی گردید و روز 4/4/1367 در حالی که دشمن قدار ناجوانمردانه به آنان حمله برده بود پس از رشادتها و مقاومتهای بی نظیر که برای یک نیرو رزمی فوق العاده حماسه آفرین در دژ خندق به همراه دیگر همرزمانش به خیل شهیدان همیشه جاوید شتافت و به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید . اما کاش جسد خونین پیکرش را برای مادر داغدار و برادران جگر سوخته اش می آوردند.

الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افروخت هر چه غیر از تو بود بینداخت

الهی به همتایی و به توانائی و بینائی و به صفائی و به مبرائی و به استغنایت جسد خونین شهید را از دستبرد حوادث طبیعت مصون بدار

روحش را با شهدای صدر اسلام تاکنون محشور بگردان

/ 0 نظر / 28 بازدید